هوش تجاری

چگونه با هوش تجاری آشنا شدیم؟

آشنایی من با هوش تجاری در سال ۱۳۸۷ و از نمایشگاه جیتکس دوبی آغاز شد. 

برای اولین بار در نمایشگاه تکنولوژی در دوبی یک شرکت تکنولوژی محور ادعا می کرد که بیشتر از همیشه و بیش از سایر شرکتها به فکر سودآوری و بهره وری مشتریان است و می گفت :

  • اگر حال کسب و کارتان خوب نیست.
  • اگر به اندازه کافی سودآوری ندارید.
  • اگر به اندازه کافی بهره ور نیستید.
  • اگر سیستم های نرم افزاری مختلف دارید ولی ازش هیچ تصمیم مدیریتی استخراج نمیشود و نگاه سرجمعی به شما ارایه نمیدهد.
  • اگر سیستم های نرم فزاری مختلف دارید و کارآیی و اثربخشی در بخشهای مختلف شرکتتان قابل مدیریت نیست.

داروی کسب و کارتان در دستان ماست…

ما Business intelligence یا BI ارایه می کنیم. در کشورمان BI، هوش تجاری، هوش کسب و کار، هوش سازمانی، سازمان هوشمند و یا کسب و کار هوشمند ترجمه شده است. 

این سازوکار برای من و همکارم بسیار جذاب بود و اسباب آغاز تحقیقات و انجام عملیات اجرایی بر روی آن گردید.

 امروز بیش از ده سال است که مشغول ارایه خدمات در هوش تجاری هستیم و توانسته ایم خدمات ارزشمندی را به حوزه های مختلف کسب و کار ارایه نماییم. 

در این مقاله و در کلینیک کسب و کار پایش تلاش می شود تا به جای ترجمه هایی که عموما قابلیت کاربردی شدن در کشور را ندارند، مطالبی نشر شود که بتوان در پروژه های واقعی و در کشور عزیزمان ایران از آن بهره جست. چرا که مطالب حاصل تجربیات واقعی است که در طی سالها کار در کسب و کارهای مختلف به دست آمده است.

 در اولین گام یک تعریف ساده از مفهوم هوش تجاری ارایه می دهیم تا با هم همراه شویم.

فهرست مطالب

هوش تجاری چیست؟

هوش تجاری، هوش کسب و کار،Business Intelligence  یا به اختصار BI  تنها یک ابزار نیست، اما به ابزار نیازمند است. 

هوش تجاری یک سازوکار و یا چارچوب عملیاتی است و بر روی مفهومی که آمیخته ای از مفاهیم کسب و کار (Business Concepts) و نوآوریهای فناوری اطلاعات  (IT Innovations) فرهنگ سازمان و … قرار گرفته و به سازمان کمک می کند:

  • بداند کجاست؟
  • بداند کجا می بایست باشد؟ و از وضعیت مطلوب چقدر فاصله دارد.
  • بداند علت این فاصله از کجاست؟
  • بداند آیا درست حرکت می کند؟ و یا به عبارتی اثربخش است؟
  • بداند آیا سرعت حرکت و پیشرفت مناسب است؟ و یا به عبارتی کاراست؟

هوش تجاری در یک چرخه رفت و برگشتی که ما آن را چرخه دانایش می نامیم، داده های خام را به اطلاعات، اطلاعات به دانش و دانش را به بینش تبدیل می کنند.

 با استفاده از این دانش و بینش، مدیران سازمان قادر به تصمیم‌گیری بهتر و سریعتر می‌شوند و از این طریق عملکرد سازمان خود را بهبود می‌بخشند.

چرخه دانایش به شرح ذیل است:

چرخه دانایش- هوش تجاری

هوش تجاری از چه اجزایی تشکیل شده است؟

هوش تجاری شامل اجزای زیر است:

ابزار هوش تجاری 

اکنون ابزارهای مختلف هوش تجاری در دنیا وجود دارد که شما می توانید از آنها برای توسعه هوش تجاری سازمان خود استفاده کنید. هر کدام از این ابزارها نسبت به دیگری مزایا و معایبی دارند که با توجه به کسب و کار شما می بایست مناسب ترین ابزار انتخاب شود.

سعی بر این داریم تا در مقاله دیگری به معرفی و مقایسه ابزارهای هوش تجاری بپردازیم.

” لیکن مشاوران ما می توانند پس از بررسیهای اولیه کسب و کارتان، بهترین ابزار را به شما معرفی کنند.” با ما تماس بگیرید و ما را در کنار خودتان بدانید…

دانش کسب و کار 

پیش از هر چیز باید بدانیم دغدغه چیست تا بتوانیم در خصوص آن دغدغه، راه حل پاسخگو را ارایه نماییم.

پس این موضوع به سه بخش تقسیم می شود :

اول تشخیص مساله: درد چیست؟

دوم حل مساله: درمان چیست؟

سوم نظارت و کنترل: بررسی کارایی و اثربخشی مسیر درمان.

همه ما می دانیم وقتی به دنبال یک پزشک خوب هستیم و پرس و جو می کنیم، توصیه کنندگان می گویند دکتر فلانی خیلی دکتر خوبی است. تشخیصهایش عالی است!!

       در کسب و کار نیز بر همین منوال است. تشخیص از درمان مهم تر است. در دانشگاه می شود مطالب کتاب و یا جزوه حفظ کرد و به استاد تحویل داد، لیکن کسب و کار شوخی ندارد. مشاوره باید علاوه بر تیزهوشی و دانش لازم، تجربه کافی داشته باشد، تا بتواند عارضه را به خوبی و در کمترین زمان ممکن تشخیص دهد. 
       پس از تشخیص درمان، مراحل درمان آغاز می شود که در ادامه به آن خواهیم پرداخت. 
      در قدم سوم نیز مشاور تلاش می کند با استفاده از داشبوردهای هوش تجاری مرتب مسیر درمان را پایش کند تا مطمین شود که درمان به بهترین شکل ممکن در حال انجام است. مانند دستگاه سیتی اسکن، یا MRI است که بر روی کسب و کار فعال شده و مرتب وضعیت را نمایش می دهد.
        کلینیک کسب و کار پایش، با مشاورانش در کنار شماست. ما با توجه به دانش آکادمیک مرتبط و تجربیات مشابه بسیاری از عارضه ها را به خوبی می شناسیم. پیشتر و در سازمانهای مشابه با آنها روبرو شده ایم و با صرف زمان زیاد به راه حل آن اندیشیده ایم. حضور مشاوران ما کمک خواهد کرد مسیر عارضه یابی تا درمان در سازمان شما کوتاه گردد و نیاز نباشد بسیاری از مسایل دوباره در اتاقهای فکر مورد بررسی قرار گیرد. شرایط حاضر امکان سعی و خطا و اتلاف وقت را از سازمانها گرفته است.        از دیگر اقدامات مشاوران کلینیک کسب و کار پایش این است که با استفاده از داده کاوی مدلها، الگو ها و ترندها را شناسایی نموده و آینده احتمالی و موارد خارج مدل را پیش بینی می کنند تا زودتر در پی علاج آن برآییم. اصطلاحا به این موضوع BA گفته می شود که مخفف عبارت Business Analytics  است.
پیشنهاد می شود همین الان بر روی گزینه چکاپ کسب و کار شما، کلیک کنید و یا با ما تماس بگیرید.

دانش فناوری اطلاعات

        هوش تجاری دو سر دارد. یک سر هوش تجاری، کسب و کار و سر دیگر آن فناوری اطلاعات است.

معمولا در شرکتها و سازمانها، نرم افزارهای مختلفی در حال کار است. یکی از همکاران سیستم استفاده می کند، یکی از رایورز و دیگری از ورانگر. از همه بدتر آنکه مثلا سیستم حسابداری از شرکت شماره یک است و سیستم توزیع و پخش از شرکت شماره دو. سیستم منابع انسانی از شرکت سوم و ….

مشاور و متخصص هوش تجاری باید داده های خام و اطلاعات گوناگون را از سیستم های مختلف با یکدیگر ترکیب کند و نگاه پخته و سرجمعی را در قالب دانش و بینش کسب و کار برای کمک به تصمیم گیری در اختیار کارفرما قرار دهد.

پس گام نخست شناسایی داده ها در سیستمهای پراکنده سازمان است. این گام در آغاز برای ما بسیار سخت و زمانبر بود. چون معمولا خود شرکتهای نرم افزاری در این خصوص همکاری نمی کنند!!! و همکاران فنی کلینیک کسب و کار پایش اینقدر در پروژه های مختلف نرم افزارهای متفاوت را مورد بررسی قرار داده اند که در حال حاضر بسیاری از این سیستمها را به خوبی می شناسیم و به سادگی این گام را پشت سر میگذاریم.

در گام دوم با کمک ETL طی فرآیندهایی داده ها ، فرآوری، پاکسازی و تبدیل می شوند و از این طریق داده ها به اطلاعات تبدیل شده و در انباره داده ها DWH ذخیره می گردند. 

گام سوم مربوط به راستی آزمایی و صحت داده هاست که بسیار حائز اهمیت است. برای این گام هم روشهایی وجود دارد که مسیر را هموار گند.

حالا همه چیز برای تحویل اطلاعات به بخش ساخت داشبورد آماده است تا شاخصها در کنار یکدیگر قرار گیرند و نمایی بسازند تا مدیر در یک نظر ببیند، درک کند و تصمیم بگیرد.

فرهنگ سازمانی 

می توان گفت که هوش تجاری یک فرهنگ است یا به استقرار فرهنگ هوش تجاری برای استقرار سازوکار هوش تجاری در سازمان نیازمندیم.

باید سازمان به دنبال شناسایی و حل مساله باشد. باید سازمان با نگاه عارضه یابی مرتب خود را پایش کند. باید چرخه بهینه سازی و بهبود مستمر در سازمان جاری باشد.

همه متخصصین و دست اندرکاران از اهمیت فرهنگ سازی آگاهند و در جلسات حضوری راهکارهای چگونگی ایجاد آن مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

فرهنگ سازمانی - هوش تجاری
 

مدیریت وظایف و اقدامات

      از تحلیلهای هوش تجاری مسایل و به طبع آن راه حلهایی ارزشمند مختلفی بیرون میریزد که می بایست در خصوص آن اقدام نمود. پیشنهاد من این است که سازمانها در خصوص مدیریت وظایف و اقدامات تدبیری بیندیشند که در مقاله دیگری به آن خواهیم پرداخت.

       چه سخت است وقتی می دانیم مشکل چیست؟ می دانیم راه حل چیست؟ منابع حل آن را نیز داریم؟ جلسه هم می گذاریم؟ صورتجلسه هم می کنیم؟ ولی از اقدام خبری نیست…

متدلوژی پیاده سازی هوش تجاری در کلینیک کسب و کار پایش چیست؟

پیاده سازی هوش تجاری یک حرکت رفت و برگشتی است که از بالا به پایین و پایین به بالا در رفت و برگشت است. ما روشهای مختلف را در شرکتها و سازمانهای مختلف آزموده ایم و سرجمع آزموده های کلینیک کسب و کار پایش در مدلی به نام مدل V (وی) آمده است.

در ابتدا و انتهای مسیر، دغدغه های کسب و کار Business Problem وجود دارد و کلیه تلاشهای رفت و برگشتی با این محوریت صورت می گیرد که به این دغدغه ها پاسخ داده شود.

مسیر را با هم طی کنیم :

الف شناخت دغدغه های کسب و کار 

دغدغه کسب و کار در یک شرکت تولیدی این است که به علت محدودیت منابع، می بایست تصمیم بگیرد که کدام محصول را دیگر تولید نکند.

ب شناخت داشبوردهای پاسخگو

برای آشنایی بیشتر با داشبورد روی این لینک کلیک کنید و بیشتر با این مفهوم آشنا شوید.

دو سوال مطرح می شود:

  • کدام محصول کمترین تاثیر را در فروش سایر محصولات دارد؟

داشبوردی وجود دارد به نام داشبورد مدیریت تقاطع فروش (Cross Sales Analysis) که اطلاعات بیشتر در خصوص آن را در بخش ابزارهای فروش مطالعه بفرمایید. وظیفه این داشبورد این است که به شما می گوید کدام محصول کمترین تاثیر را در فروش سایر محصولات دارد. برخی از محصولات به ذاته سودآور نیستند ولی اسباب فروش سایر محصولات می شوند، پس اگر تصمیم داریم تولید تعدادی محصول را متوقف کنیم، محصولات با تقاطع بالا نباید جزو اولویت توقف تولید باشند. از توضیح بیشتر این داشبورد در این بخش صرفنظر می کنیم.

  • کدام محصول کمترین سودآوری را دارد؟

داشبوردی وجود دارد به نام داشبورد مدیریت سودآوری کالا که در ادامه به آن خواهیم پرداخت. این داشبورد وظیفه دارد در محور زمان و با سوال مشهور (کی؟ یا چه زمانی؟)، در محور محصول و با سوال مشهور (چی؟ یا چه محصولی؟) در محور مکان و با سوال مشهور (کجا؟) به این سوال پاسخ دهد که چه محصولاتی در چه زمانهایی و در کدام نقاط جغرافیایی سودآوری کمی دارند و یا حتی ممکن است زیادنده باشند.

ج شناخت شاخصهای اثربخش و نتیجه گرا

برای آشنایی بیشتر با شاخص روی این لینک کلیک کنید و بیشتر با این مفهوم آشنا شوید.

شاخص مورد نظر در این داشبورد سود ناخالص است، لیکن در این بخش، حاشیه سود ناخالص را بررسی می کنیم. قابلیت شاخص حاشیه سود و شاخصهای مشابه این است که مثلا اگر دیسیپلین شرکت حاشیه سود ۲۵% باشد، با کمتر شدن حاشیه سود همه کارشناسان و مدیران متوجه آن خواهند شد و می توانند اقدام لازم را انجام دهند. در صورتیکه وقتی فروش و یا  سود ناخالص را بررسی می کنیم خط کش گذاری و مدیریت آن به تجربه زیاد نیازمند است.

ممکن است با توجه به شرایط شرکت، نرخ تورم و سایر عوامل درونی و بیرونی سود ده میلیارد تومانی مطلوب باشد یا پنجاه میلیادر تومانی!!!

سود ناخالص = فروش – بهای تمام شده

بهای تمام شده = دستمزد + سربار + مواد

حاشیه سود ناخالص = سود ناخالص / فروش

د شناخت داده های مرتبط

داده های فروش

داده های دستمزد

داده های سربار

داده های مواد با توجه به BOM

ه شناخت سیستمهای مرتبط موجود

داده های فروش در اسناد فروش

داده های دستمزد در اسناد حقوق و دستمزد

داده های سربار در اسناد حسابداری

داده های مواد در اسناد انبار و یا حسابداری با توجه به BOM کالا

و بررسی روشهایی برای تامین اقلام اطلاعاتی ناموجود

در بسیاری موارد همه اقلام اطلاعاتی مانند مثال فوق در سیستمهای نرم افزاری شرکت وجود ندارند. در این موارد می بایست سازوکاری برای تامین اطلاعات ناموجود اندیشید.

ز- تامین منابع اطلاعاتی فارغ از قالب اطلاعاتی

تامین اقلام اطلاعاتی ناموجود روشهای مختلفی دارد. منابع اطلاعاتی در اشکال مختلف موجود است.

  • ممکن است بتوان کمبود اطلاعاتی را با یک فایل اکسل یا اکسس تامین نمود.
  • ممکن است بتوان کمبود اطلاعاتی را از منابع بیرونی مانند منابع اینترنتی تامین نمود. مانند قیمت ارز، تحلیل بازارهای خارجی، …
  • ممکن است برای کمبود اطلاعات مجبور به خرید زیرسیستمهای جدید شویم

نکته مهم این است که می بایست کسری اطلاعات تامین شود. کارشناسان کلینیک کسب و کار پایش بهترین روشها و ابزارها را در اختیار شما قرار می دهند.

.ح- پاکسازی داده ها ETL

برای آشنایی بیشتر با ETL یا پاکسازی داده ها روی این لینک کلیک کنید و بیشتر با این مفهوم آشنا شوید.

داده ها در بسیاری از موارد نیاز به فرآوری دارند. از سیستمهای مختلف استخراج شده اند. هم قالب نیستند. قابلیت اتصال به یکدیگر را ندارند و …. در این فاز در واقع تعریف کلاسیک تبدیل داده به اطلاعات یا Data 2 Information صورت می گیرد.

ط- ساخت انباره داده ها بر اساس KPIs

برای آشنایی بیشتر با انباره داده ها روی این لینک کلیک کنید و بیشتر با این مفهوم آشنا شوید.

ما در این پروژه داده ها را برای خودمان انبار کرده و اطلاعات را در انبار خودمان دسته بندی و طبقه بندی می کنیم و وقتی می خواهیم داشبورد، تحلیل و یا گزارشی را ارایه کنیم، از انبار خودمان استفاده می نماییم. به صورت خلاصه اگر قرار باشد انباره داده ها را توضیح دهیم، این است که چون فرآیندهای عملیاتی ETL منابع سرور را مشغول می کنند و عموما زمانبر هستند، نمی توانیم هنگامیکه یک استفاده کننده بر روی داشبورد کلیک کرد در همان لحظه فرآوری داده ها را انجام دهیم و زیر ۱۰ ثانیه ماحصل آنچه در سازمان روی داده است را نمایش دهیم.

ی- ساخت داشبوردهای اطلاعاتی و عملیاتی

برای آشنایی بیشتر با داشبورد روی این لینک کلیک کنید و بیشتر با این مفهوم آشنا شوید.

بعد از ساخت انباره داده ها، همه داده ها و اطلاعات لازم در اختیار شماست و کافی است شیت های مختلف اطلاعاتی را بسازیم. شیت آنالیز حاشیه سود ناخالص در محور زمان، شیت آنالیز حاشیه سود ناخالص در محور مکان، شیت آنالیز حاشیه سود ناخالص در محور محصول و در قدم بعد اتصال شیتها در یک داشبورد تحلیلی سرجمع. بدیهی است که باید داشبورد گویا باشد. لذا از همه ابزارهایی که آن را گویاتر کرده و فاصله تصمیم گیری مدیران را کاهش می دهند استفاده می کنیم. مثل نمودارهای گویا، مقایسه ها، خلاصه ها، خوشه بندی ها، رگرسیون و ترندها و … و در نهایت فیلترهای اثربخش و نتیجه گرا.

ک- پاسخ به دغدغه های کسب و کار

اکنون کافی است پشت فرمون بنشینید، از یک داشبورد ساده و در عین حال تحلیلی لذت ببرید و تصمیم بگیرید و آن را به سادگی به اشتراک بگذارید…

البته در تحلیلهای پیچیده مشاور هوش تجاری می تواند در کنار شما باشد و در عارضه یابی شما را یاری کند. خروجی تحلیل به تصمیم سازی کمک کرده و ورودی پروسه تصمیم گیری است.

وقتی از داشبوردهای ما استفاده می کنید بارها این سوال را در ذهین خود مرور خواهید نمود : چه کسی فکر میکرد که پاسخ سوالات پیچیده در این حد راحت باشد؟؟؟

مزایای هوش تجاری برای کسب و کار شما چیست؟

هوش تجاری یا هوشمندی کسب و کار یا BI یا Business Intelligence مزایای متعددی دارد که برخی از آنها مزایای مسقیم و برخی دیگر مزایای غیر مستقیم هوش تجاری محسوب می شوند:

هوش تجاری اشکال در ثبت داده ها را آشکار می کند

اولین و شاید مهمترین مزیت هوش تجاری این است که بدانیم چه داده هایی در سیستم داریم و چه داده هایی نداریم. بزرگترین مساله ای که در سازمانها وجود دارد این است که:

  • داده ها توسط کارمندان و کارشناسان به سیستم های اطلاعاتی وارد می شود ولی
  • از تحلیلها و داشبوردهای هوش تجاری مدیران استفاده می کنند.

لذا عموما زمانیکه پروژه هوش تجاری آغاز می شود می شود متوجه می شویم که بسیاری از داده ها متاسفانه به علت سهل انگاری در سیستم ثبت نمی شوند.  بعضا این سهل انگاری خسارت زیادی به سازمان وارد نموده و امکان دریافت بسیاری از تحلیلهای تصمیم ساز را از مدیران می گیرد.

نکته مهم این است که هر چه دیرتر متوجه می شویم در واقع زمان را از دست می دهیم و هزینه بیشتری باید صرف کنیم تا این سهل انگاری را پوشش دهیم.

هوش تجاری کمبود داده ها، اطلاعات پنهان، فراموش شده و یا از دست رفته را شفاف می کند

دانش کسب و کار چگونه کشف می گردند؟ این کشف از طریق کاوش در آرشیوها و اطلاعات موجود در آن صورت می گیرد که در انبارهای اطلاعاتی فراموش شده اند یا در فایل ها و دیسکهای سخت افزاری ذخیره شده اند. با اطلاعات تاریخی کسب و کارها می توان بسیاری از الگوها و ترندها را شکل داد. مانند الگوی مشتریان، الگوی هزینه ها، ترند فروش و یا ترند هزینه ها و …

هوش تجاری نگاه استراتژیک ایجاد می کند

در صورت نیاز به اطلاعات بیشتر در خصوص داشبوردهای استراتژیک اینجا را کلیک نمایید.

در پروسه مدیریت استراتژیک سه فاز داریم : تدوین استراتژی، اجرای استراتژی و کنترل استراتژی

در سازمانها، استراتژیها در کتابهای قطور تدوین می شوند اما متاسفانه در قفسه های کتابخانه شرکتها محبوس می مانند. و امکان نظارت بر روی استراتژیها وجود ندارد. راه اندازی داشبوردهای هوش تجاری استراتژیک کمک می کنند تا استراتژیها کنترل شوند. بالاترین سطح هوش تجاری جهت هیات مدیره و مدیر ارشد سازمان کاربرد دارد و سرجمعی از داده های سازمان را با نگاه بالادست ارایه می دهد. سطوح پایین تر هوش تجاری استراتژیک برای ایجاد یک نگاه سرجمع جهت مدیران بازاریابی و فروش، مالی، منابع انسانی و عملیات کاربرد دارد. این است که علاوه بر اینکه امکان کنترل استراتژی با راه اندازی هوش تجاری در سازمان ایجاد می شود، نگاه استراتژیک هم در سازمان جاری می گردد.

هوش تجاری، مدیران ارشد سازمان را با نگاه تحلیلی و عارضه یابی همراه نموده و جلوی حدس و گمان مدیران ارشد را می گیرد. هوش تجاری زبان مشترک بین مدیران ارشد سازمان ایجاد می کند و اسباب Strategic Communication یا محاوره استراتژیک می شود.

هوش تجاری نگاه مدیریتی ایجاد می کند

هوش تجاری می تواند یک نگاه از بالا به پایین در کسب و کار ایجاد کند. وقتی داشبوردهای هوش تجاری استقرار می یابند، رفته رفته نگاه مدیران در خصوص شاخصهای کلیدی عملکرد KPI و مدیریت سرجمع کسب و کار تغییر می یابد. پس از جاری شدن داشبوردها درخواستهای سازمان تغییر می یابد و مدیران داشبوردها و تحلیلهای جدیدی را می طلبند. این تغییر درخواستها در واقع تغییر نگرش مدیران می باشد.

هوش تجاری نگاه تحلیلی ایجاد می کند

پس از استقرار هوش تجاری در سازمان جلسات تحلیل و عارضه یابی آغاز می شوند. در این جلسات چرایی عارضه ها  بررسی می شود.

چرا نفروختیم؟ چرا از فلان محصول نفروختیم؟ چرا در فصل پاییز، فلان محصول را نفروختیم؟

چرا تولید نکردیم؟ چرا فلان محصول را تولید نکردیم؟

چرا فلان محصول سودآور نیست؟

چرا فلان بخش سازمان بهره ور نیست؟

این مسیر در سازمان و بخشهای مختلف آن نگاه تحلیلی ایجاد می کند.

هوش تجاری به رشد بهره وری شرکت کمک می کند

اگر فرمول بهره وری را اثربخشی به اضافه کارآیی فرض کنیم. و اگر اثربخشی را انجام کار درست و کارآیی را انجام درست کار تعریف کنیم.

با استفاده از داشبوردهای مدیریت استراتژیک، اثربخشی و با استفاده از داشبوردهای عملیاتی و تاکتیکی، کارآیی قابل مدیریت است. از این رو در صورت پیاده سازی درست، هوش تجاری در رشد بهره وری بسیار موثر می باشد.  

هوش تجاری به رشد سودآوری شرکت کمک می کند

داشبوردهای متعددی وجود دارد مانند داشبورد آنالیز و مدیریت هزینه ها جهت کاهش هزینه ها، داشبوردهای بازاریابی و فروش جهت افزایش درآمد، داشبوردهای منظر مالی مانند داشبورد سود و زیان، داشبوردهای سود و زیان کالا که آنالیز سود و زیان به ازای هر کالا را انجام می دهد و …

در صورتیکه هوش تجاری به درستی طراحی و پیاده سازی گردد در رشد سودآوری شرکت بسیار موثر است.

هوش تجاری به تجمیع داده های داخلی و خارجی کمک می کند

در بسیاری از موارد کسب و کار نیاز به تحلیل خود در کنار سایر بازیگران دارد. به عنوان مثال به اطلاعات سهم بازار، بورس و یا تحلیلهای اقتصادی نیازمند است.

در این صورت با استفاده از هوش تجاری می توانید داده های داخلی کسب و کار را به اطلاعات بیرونی متصل کنید و با استفاده از تحلیلهای سرجمع تصمیمات اثربخش بگیرید.

هوش تجاری فرهنگ سازمانی ایجاد می کند

همانطور که در معرفی هوش تجاری گفته شد، هوش تجاری علاوه بر آنکه ابزار و دانش کسب و کار است، یک فرهنگ است. از زاویه دیگر، هوش تجاری فرهنگ سازمانی ایجاد می کند.

سازمان را همسو می کند، ارتباطات بین سازمانی را تسهیل می کند و نگاه تحلیلی و عارضه یابی را جاری می سازد.

هوش تجاری نگاه چند بعدی ایجاد می کند و مشکل گزارشدهی را به بهترین شکل ممکن برطرف می کند

در گزارشات و تحلیلهای معمول مساله یا شاخص در دو محور قابل بررسی است و به سه سوال می توان پاسخ داد. به عنوان مثال در پاییز کدام محصول را نمی فروشیم و یا از انتظار کمتر می فروشیم.

در گزارشات و تحلیلهای هوش تجاری بعدهای جدید قابل اضافه شدن هستند و با اضافه شدن هر بعد به صورت نمایی به سوالات بیشتری می توان پاسخ داد.

تنها با اضافه شدن یک بعد می توانیم به سوالات متعددی پاسخ دهیم. به عنوان مثال در پاییز کدام محصول را نمی فروشیم یا کمتر از انتظار می فروشیم؟ در شهر مشهد کدام محصول را نمی فروشیم و یا کمتر از انتظار می فروشیم؟ در پاییز در کدام شهر نمی فروشیم و یا کمتر از انتظار می فروشیم؟ در پاییز کدام محصول را در کدام شهر نمی فروشیم و یا کمتر از انتظار می فروشیم؟ و …

لازم به ذکر است می توان ابعاد را به هر تعداد که داده ها اجازه دهد افزایش داد. به عنوان مثال با افزایش بعد فروشنده:

چه کسی در چه شهری کدام محصول را در پاییز کمتر از انتظار می فروشد؟

و…

کسب‌وکار شما در حال حاضر کجاست و به کجا خواهد رفت

آنچه قابل مدیریت است که قابل اندازه گیری باشد

ما هنگامی که وارد یک پروژه هوش تجاری می شویم یک زمان قابل توجه را درگیر تعیین خط کش ها هستیم. خط کش فروش یا تارگت فروش، خط کش مالی و یا بودجه مالی، خط کش سود و یا حاشیه سود ناخالص، …

با تدوین خط کشها و وجود داشبوردهای تاکتیکی در دانه های زمانی مختلف مرتب سازمان را بررسی می کنیم تا بدانیم که کجاییم؟ (وضعیت موجود) کجا باید باشیم؟ (وضعیت مطلوب) و برای رسیدن وضعیت مطلوب چه اقداماتی باید انجام شود.

هوش تجاری افزایش سرعت و دقت در دسترسی به دانش و بینش کسب و کار ایجاد می کند

با استقرار هوش تجاری، راه اندازی داشبوردهای استراتژیک، داشبوردهای عملیاتی، تحلیلی و تاکتیکی، ایجاد نگاه چند بعدی به کسب و کار. نوع ارایه و دسته بندی دانش و بینش در قالبهای گرافیکی و قابل درک و آنچه در این مقاله آمده است، سازمان می تواند در حداقل زمان و حداکثر دقت با چند کلیک به دانش و بینش سازمان دست یابد.